عماد الدين حسن بن علي الطبري
41
كامل بهائى ( فارسي )
* باب سوم * بيان مذاهب اهل سنت و پاسخ آنها ( فى فصول كثيرة ) فصل اول طائفهء از اهل سنت بر آنند كه خداى تعالى بر عرش است و خداى را جسم دانند و صعود و هبوط بوى اثبات كنند « 1 » . الجواب ، شيعه اهل البيت عليهم السّلام گويند نشايد حق تعالى را جسم باشد زيرا كه چون جسم باشد لا بد كه بوجهى مشارك اجسام بود و بوجهى مخالف و آنچه بدان مشارك باشد غير آن بود كه بدان مخالف بود پس تركيب لازم آيد و هر مركبى محتاج باشد بجزء خويش و جز غير او و هر چه محتاج بود به غير قديم نبود . و نيز حق تعالى فرمود : لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ ( شورى 9 ) ، پس چگونه شايد كه مثل اجسام بود ، و نيز اگر جسم بود بايد كه از عوارض جسمانيه خالى نبود چون حركات و سكنات و اشكال و جهات و احياز و صور و اين جمله حادث است و هر چه از صفات محدثه خالى نبود وى نيز محدث باشد ، و نيز بعد از استقراء ، صناع و محترفان عالم را يافتيم كه هيچ كدام مانند صنع خويش نبود پس بايد كه خالق جسم و جوهر و عرض مانند ايشان نباشد ، و نيز باتفاق عرش و جبل ازويند و مساجد همدان كه مهبط و منازل حق تعالى است بزعم خصم باتفاق محدثاند و حق تعالى قديم و در ازل بذات خويش از ايشان مستغنى و
--> ( 1 ) - حنابله از اهل سنت قائل به جسميت خدا هستند و مىگويند بر عرش جلوس مىكند و در هر شب جمعه سوار بر حيوانى ندا مىدهد آيا توبهكنندهاند هست . دلائل الصدق 1 / 132 چاپ بيروت